محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1819
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از آنچه از غنايم مدائن فراهم آمد . سعيد گويد : سعد در ايوان كسرى مقام گرفت و زهره را فرستاد و گفت تا نهروان برود و از هر سو كسان را به همين مسافت فرستاد كه مشركان را برانند و غنيمت فراهم آرند و پس از سه روز به قصر رفت و عمرو بن عمرو بن مقرن را به ضبط گماشت و گفت آنچه در قصر و ايوان و خانه ها هست فراهم آورد و هر چه را تعاقب كنندگان ميآورند شمار كند . و چنان بود كه مردم مداين هنگام هزيمت دست به غارت برده بودند و به هر سو گريخته بودند ، اما از آنچه از اردوگاه مهران در نهروان ربوده بودند حتى يك نخ به در نبردند و ضمن تعاقب هر چه را به دست آنها بود پس گرفتند و هر چه گرفته بودند به ضبط سپردند كه به آنچه فراهم آمده بود ملحق شد نخستين چيزهايى كه فراهم آمد موجودى قصر سپيد و خانه هاى خسرو و ديگر خانه هاى مداين بود . حبيب بن صهبان گويد : وارد مداين شديم و به يك قلعه تركى رفتيم كه پر از سبدهايى بود كه مهر سربى داشت و پنداشتيم خوردنى است ولى ظرفهاى طلا و نقره بود كه پس از آن ميان كسان تقسيم شد . گويد : يكى را ديدم كه بهر سو مىرفت و مىگفت : « كى سفيد مىدهد كه زرد بگيرد ؟ » مقدار زيادى كافور گرفتيم و پنداشتيم نمك است و به خمير زديم و تلخى آن را در نان يافتيم . رفيل بن ميسور گويد : زهره با پيشتازان به تعاقب تا پل نهروان رفت كه پارسيان آنجا بودند ، بر پل ازدحام شد و استرى در آب افتاد كه با شتاب بدان پرداختند . زهره گفت : « قسم مىخورم كه اين استر اهميتى دارد كه اينان در اين تنگنا چنين به آن پرداختهاند و در مقابل شمشيرها پايمردى مىكنند » معلوم شد لوازم كسرى از